گنج

شمارهٔ ١۶٢ - وله

از من ای باد صبا لطف بود گر سحریببر خسرو آفاق رسانی خبری
قدوه اهل کرم یونس طاهر نسب آنکبحر و کان را نبود با دل و دستش خطری
آن عطا پاش که همتاش بصحرای وجودنارد از کتم عدم مادر ارکان پسری
و آنکه طوطی طبیعت نشود نطق سرایتا ز شکرش نبود در دهن او شکری
چون بدان حضرت با رفعت میمون برسیعرضه دار از من و از حال من آنجا قدری
که مرا هست یقین آنکه سوی ابن یمینبودت از عین عنایت گه و بیگه نظری
چه خطا رفت که امسال نبینم چون پارنکند بر در او موکب لطفت گذری
راستی را نپسندد خرد از همچو منیبا وجود چو توئی جستن جود از دگری
آفتاب کرمی سایه ازو باز مگیرتا بدانند که کردست عنایت اثری