شمارهٔ ١٢۵ - وله ایضاً در مدح تاج الدین علی سربداری
چون شد سعادت ابدی یار ملک و دینرونق گرفت بار دگر کار ملک و دین
در دین و ملک آتش فتنه فرو نشاندمانند آب خنجر سردار ملک و دین
تاج ملوک خواجه علی آنکه زیب و زیندر دین و ملک ازوست باقر ار ملک و دین
سبزست و تازه روضه دین و بهار ملکتا کلکش آمد ابر گهر بار ملک و دین
زار و نزار ژرده کلکش ز بهر چیستپیوسته گر بسر نکشد بار ملک و دین
وجه بها چو گوهر تیغست در کفشنشگفت اگر شدست خریدار ملک و دین
گرم است مشتری و گهر میدهد بهابه ز این مخواه گوهر بازار ملک و دین
دایم ز فیض ابر کف درفشان اوکلکش همی کند گهر ایثار ملک و دین
ای دین پناه ملک ستان گر چه در جهانبیحد و بیمرند طلبکار ملک و دین
جز دولت جوان ترا زان میان نیافتگردون پیر محرم اسرار ملک و دین
اصحاب ملک و دین همه شاداب و خرمندز آندم که هست رأی تو غمخوار ملک و دین
از یمن عدل شامل تو چشم فتنه رادر خواب کرد دولت بیدار ملک و دین
در دین و ملک جز دل خصمت خراب نیستز آندم که هست عدل تو معمار ملک و دین
تیغ تو سر بربقه اقرار در کشیدآنرا که بود در دلش انکار ملک و دین
نبود گر اختیار بود دین و ملک رادر به گزین بغیر تو مختار ملک و دین
در نظم دین و ملک شد آثار تیغ توفهرست روزنامه اخبار ملک و دین
ای سایه خدای توئی آنک بر تو بستاز آفتاب رأی تو انوار ملک و دین
در ظل رأفت ابن یمین را بدار از آنکتا بود و هست و تا بود آثار ملک و دین
سلطان ستای چون من و سلطان نشان چو تونامد پدید و ناید از اقطار ملک و دین
از دین و ملک تا بود آثار در جهانباری بنام نیک نگهدار ملک و دین