گنج

شمارهٔ ١١٩ - وله ایضاً در مدح علاء الدین وزیر خراسان

قافیه: نکرم۱۴ بیت
زهی جمال تو خورشید آسمان کرموجود پاک تو سر خیل دودمان کرم
علاء دولت و ملت توئی که یافت خردخجسته حضرت والات را مکان کرم
دعای دولت تو ورد خویشتن کردیگر اقتدا بسخن داشتی زبان کرم
بصد قران فلک اندر زمانه ننمایدبسان همت تو گوهری ز کان کرم
نیافت پرورش از چشمه سار آب حیاتبراستی چو تو سروی ببوستان کرم
هزار بار اگر خامه را زبان ببرینه ممکن است که باز استد از بیان کرم
گهی که نام کرم بر زبان من رفتیفلک بنام تو دادی مرا نشان کرم
چه واجبست که شد با کریم طبعی توببخت ابن یمین منقطع زمان کرم
سپهر سفله سیه کاسگی چو پیشه گرفتنداد بی جگرم لقمه ئی ز خوان کرم
مرا ز گفته غیری لطیفه ئی یاد استکه آیتیست فرو آمده بشأن کرم
ببوی فضل و کرم خان و مان رها کردمکه روی فضل سیه باد و خان و مان کرم
نه نیک باشد اگر پایمال دهر شودسری که پیش تو باشد بر آستان کرم
همیشه تا ز کریمان بیادگار بودنوشته بر ورق دهر داستان کرم
وجود پاک تو اندر زمانه باقی بادکه از وجود تو دارد حیات جان کرم