گنج

غزل شمارهٔ ۸۹

می بیارید که ایام بهار است امروزنرگس از ساغر زر جرعه گسار است امروز
دیدهٔ خوش نظر باغ خمار آلود استقدح لاله پر از نوش گوار است امروز
هم نسیم چمن از باغ بُخور انگیز استهم شمیم سحری مجمره دار است امروز
گل خوشبوی نشان می‌دهد از طلعت دوستسرو دلجوی تو گویی قد یار است امروز
چمن از لاله و از سنبل تر پنداریراست مانند رخ و زلف نگار است امروز
دی گذر کرد ندانیم به فردا که رسدحیف از این لحظه که در عین گذار است امروز
در چنین فصل که گفتم سخن ابن حساماز لب مطرب خوش لهجه به کار است امروز