غزل شمارهٔ ۲۲
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: لدوست۷ بیت
سنبل تر دمیده بر گل دوستبوی گل میدمد ز سنبل دوست
باد عنبر شمیم میگذردیافت بویی مگر ز کاکل دوست
هر تجمل که هست در خورشیدذره ای نیست با تجمل دوست
به جفا از درش نخواهد رفتدوستان را بود تحمّل دوست
هر کسی راه توشهای بردندما برفتیم بر توکل دوست
قصهٔ زلف او دراز مکشکه درازست خود تطاول دوست
این رساله ز شعر ابن حسامیاد میدار از ترسل دوست