غزل شمارهٔ ۱۶۰
بلبل از شاخ گل زند هوهونغمه کبک و بانگ تیهو هو
بگذر وقت گل به باغ بهاربشنو از مرغزار آهو هو
در رخ و زلف آن نگار نگرتا بگویند ترک و هندو هو
می نماید بعینه گوییزان میان دو چشم جادو هو
چشم و ابرو و غمزه دلجویندفَتحا شَیت لَن یَضلُّوا هو
بنگر ابن حسام از چپ و راستبِشِنو ، دم به دم ز هر سو هو
ما هم او و او همه ماییمهو و هوهو و هو و هوهو