گنج

غزل شمارهٔ ۱۰۴

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: رکش۷ بیت
نگاری دلبری دارم چو زلف خود ز من سرکشبه جان قربان شدم او را نمیگیرد دلم ترکش
ز حد بگذشت مشتاقی به جام باده ی باقیلبالب کن قدح ساقی به یاد لعل او درکش
بر آن سرو سیم اندام اگر در بر کشی روزینه قد سرو دلجو جو و نه ناز صنوبر کش
گر آن آیینه روی از روی مهرت روی بنمایدنه روی ملک دارا بین و نه حکم سکندر کش
برو ای زاهد خودبین مه دایم عیب می بینیقلم در حرف رندان پریشان قلندر کش
بزن چرخی و زین چنبر برون نه پای همت راکزین بیرون بنه پای و قلم در چرخ و چنبر کش
ترا ابن حسام اول چو در کوی نکونامینشد ممکن گذر کردن به بدنامی علم در کش