شمارهٔ ۳
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ارت۵ بیت
عشق آمد و کرد عقل غارتای دل تو به جان بر این بشارت
ترک عجبی است عشق دانیکز ترک عجیب نیست غارت
شد عقل که در عبارت آردوصف رخ او به استعارت
شمع رخ او زبانه ای زدهم عقل بسوخت هم عبارت
بر بیع و شرای عقل می خندسودش بنگر ازین تجارت.