بخش ۴۰ - دراسرار
هر آنکس که دارای سیم آمدهدلش فارغ از رنج و بیم آمده
اگر سیم داری نداری غمیعزیز جهان سرور عالمی
رواج همه کارها گشته سیمشفابخش بیمارها گشته سیم
نداردکس ار سیم باشد گداشود روحش از تن دمادم جدا
به سیم احتیاج همه عالم استفزون هر چه گویم به وصفش کم است
ز سیم است درکار عالم رواجبه اومردوزن را بوداحتیاج
ز سیم است آسایش هر دلیبود سیم حلال هر مشکلی
ز سیم است هر کاری آراستهز سیم آید آنرا که دل خواسته
کسی کو نه محتاج سیم است کوبگوتا ببینم که میباشد او
ملامت مکن گر کسی سیم جوستهمانا که آگه ز اسرار اوست
نهان است در سیم سری عظیماز آن رو چنین محترم گشته سیم