بخش ۳۸ - در ادای سخن گوید
نپرسند تا از تو چیزی مگوکه ماند برایت به جا آبرو
چو گویی سخن کن تأمل در آنکه تا نکته ای کس نگیرد بر آن
مگو پر سخن خواهی ار آبروکه پر گو بود واعظ و قصه گو
چو گویی سخن گوی آهسته ترکه تا کس نگردد خبر پشت در
سخن تا نگویی تو معلوم نیستکه از فضل و دانش تو را بهره چیست
چو گوید سخن کس نظر کن چه گفتنباید نظر کرد کو را که گفت
بزرگی که درمعانی بسفتنه من قال انظر بما قال گفت
به خورشید دانش فلک شد سخنزر معرفت را محک شد سخن
سلامت طلب باش و خاموش باشسخن هم چو گویی نه چاووش باش