بخش ۲۲ - درمذمت دروغ
دروغ ای برادر ندارد فروغبکن تا توانی حذر از دروغ
چوگفتی دروغی شوی بیقرارکه شاید دروغت شودآشکار
دروغ تو چون فاش گرددبه خلقخجالت طنابیت گردد به حلق
بسی شرمساری کشی از دروغبخود میزنی آتشی از دروغ
دروغ ای برادر مگوبا کسیکه درچه فتادند از این ره بسی
دروغ ار شنیدی مرودرپیشکس ار هست بد مست کم ده میش
دروغ ار بگوئی دروغی بگوکه نتوان نماید کسش روبرو
دروغی که تحقیق اومیتوانمکن تا توانی بر کس بیان
دروغی که دور است منزل گهشکه بتوانی آئی برون از رهش
نگویم بگولیکن از راه دورنبیندکس آنجا که دارد عبور
چرا تا بود راست گوئی دروغچه لذت دهد در بر باده دروغ