گنج

بخش ۲۱ - در نهی از خوردن شراب

۱۱ بیت
مخور می و گر میخوری کم بنوشکه ماندبرایت به جا عقل و هوش
بط باده رو با بت ساده خوراگر میخوری این چنین باده خور
اگر چه ندارند مستان ادبولی با ادب باش و خاموش لب
دو تن را که جنگ افتد اندر میانبدر رو از آنجا چو تیر از کمان
به مستی نه شوخی کن و نه ستیزوگر کس ستیزد تو از وی گریز
بیفکن نظر در حروف شرابکه نیمش بود شر دگر نیمش آب
مخور آن چنان می که مستی کنیبه مستی همانا که پستی کنی
اگر میخوری باده مستی مکنمشو مست و دعوی هستی مکن
حرام است آن می کز انگور شدخوش است آن شرابی که از نور شد
شرابی که از او گریزد خردچرا کس خورد یا چرا کس خرد
شرابی که از تاک حب علی استاز آن خور کز آن جان و دل منجلی است