گنج

بخش ۲۳ - در نترسیدن از مرگ

۱۱ بیت
مشو هرگز از مردن اندیشناککه هست از پی زندگانی هلاک
کسی جان نبرده است از چنگ مرگنکرده است کس فتح در جنگ مرگ
هر آنکس که زائیده شد میرد اوخدا هم دهد جان و هم گیرد او
بود مردنی زندگی را ز پیولی کس نداند چه وقت است و کی
شود زنده لابد به خواری هلاکعجین جسم او گردد آخر به خاک
به مردن همه خلق آماده اندبر مرگ جان در کف استاده اند
رود هر دم از عمر آدم دمیکه جا گردد او را دگر عالمی
بمیریم در هر دم و غافلیمهمه غرق و گوییم در ساحلیم
بسی فتنه بود ار نبد مردنینبد هیچ درد ار نبد خوردنی
چو شد اختر بخت کس در وبالبه او گو بمیر و شو آسوده حال
بود مردن اولیتر از زندگیکه کردن بر بندگان بندگی