گنج

بخش ۱۱ - فی التنبیه

۱۱ بیت
مپندار جسم تو چون خاک شدزلوح جهان اسم تو پاک شد
مپندار چون رفتی از اینجهاننمانددگر از تونام ونشان
تو را پایه هر جاست برتر شودتوراجا به گلگشت دیگر شود
نگوئی چومردی فنا میشویکه لابودی و باز لا میشوی
خدا را بسی عالم است ای پسرکه هریک زهر یک بود خوبتر
در آنها دهد سیر بر بندگانچو ازرفتگان وچوز آیندگان
نه بشنیده گوشم دوچشمم بدیدکه شدکرمکی پشه از جا پرید
چو آنکرم شد پشه زامر خداشد از عالم آب سوی هوا
مخواه اندرین گفته از من دلیلکه بسیار میباشد از این قبیل
توهم عالمی داشتی در شکمکه میبود قوت توآن دم زدم
کنون اندرین عالمت گشته جاببین تا برندت از اینجا کجا