بخش ۳۹ - خطاب به ریاکاران زاهد نما
مده زاهدا بیش ازاینم صداعبرومختصر کن سخن گووداع
نصیحت نگو کم بده دردسرکه پندت نگردد به منکارگر
پی کار خود روچه کارت بمنمگوازحدیث قیامت سخن
من ار ظلمتم تو برو نور باشبهخلد برین همدم حور باش
ز دوزخ دهی تا کی اندیشه اممزن اینقدر سنگ بر شیشه ام
مکن ناامیدم ز درگاه حقچرا میکنی دورم ازراه حق
تومغرور کار ثواب خودیتو مخمورجام شراب خودی
کجا آتش عشق درجان توستکجا بهتر از کفر ایمان توست
نه نان تو بیغش تر از آب ماستنه بیداری تو به از خواب ماست
به حشر ار مرا جا به دوزخ شودبه جان تو آتش به من یخ شود
من ار خوبم ار بد برای خود ممن امیدوار از خدای خودم