بخش ۵ - شگفتن گل در گلشن
پس از فرودین آمد اردیبهشتگلستان ز گل گشت رشک بهشت
به امر خدا گل به گلشن شکفتچوگل در چمن روح در تن شکفت
به تخت زمرد شه گل نشستدر باغ را باغبان سخت بست
که هر کس نباید بر شه رودکز اسرار شه شاید آگاه شود
بلی کس اگر محرم شاه شدچه باک ار ز راز شه آگاه شد
چو در پیش گل گشت سوسن کنیزکنیزش بنفشه شد از شوق نیز
چو بر سرو حکم غلامی بدادبه یک پا برش چون غلام ایستاد
به نرگس که از درد بیمار بودبه دردش دمادم پرستار بود
به گلزار زن خیمه در نوبهاردر آنجا مکان گیر همچون هزار
مشودرشبستان دگر منزویبباید که سوی گلستان روی
بهار وگلستان شراب ونگارخوش است ار میسر شود این چهار