بخش ۱۶ - جواب گل به بلبل
به بلبل چنین گفت گل درجوابکه ای واله از ناله ات شیخ وشاب
من از گفت بدگوندارم غمیتو اینسان چرا نالی از غم همی
چه کار توبامن اگر من بدمبدازگفت بدگو نمی آیدم
نکوبد نگردد ز بدگوبگوبه بدگوکه بدهم نگردد نکو
کس ار بد اگر خوب از آن خود استگرفتار سود وزیان خود است
اگر من بدم از برای خودممن امیدوار از خدای خودم
توای بلبل زار عاشق نییبه این گفتگو ها تو لایق نیی
توگر راستی عاشقی مرمرابه من حد تونیست چون وچرا
بودعاشق ار خویشتن بی خبرچه داند ز نیک وبد وخیر وشر
اگر فاخته گفته هر جائیمبگوهم نگه کن به یکتائیم
اگر داری اندردل ازما ملالنیی عاشق ما مکن قیل وقال