شمارهٔ ۸۷
بی وفایی چو تو درعالم نیستحاصل از عشق توام جز غم نیست
غمی از مردن ما نیست تو رازآنکه در خیل توچون ما کم نیست
به ز درد تو مرا درمان نیبه ز زخم تو مرا مرهم نیست
غم دل با تو بگویم نه به غیرکه به غیر از تو مرا محرم نیست
نیست چون عارض توماه که ماهبه رخش زلف خم اندر خم نیست
هست چشم تواگر پور پشنگدل من نیز کم از رستم نیست
هر که را عشق تو بر سر نبودهست نسناس بنی آدم نیست
همه شب تا به سحر بی تو مرابه جز از ناله کسی همدم نیست
دلم ازعشق بلنداقبال استلیک یکدم به جهان خرم نیست