شمارهٔ ۷۵
دلبر ما نه همی طره پر خم با اوستهر چه حسن است در آفاق مسلم با اوست
مشمر ای دل صفت حسن که دارد همه رامهربانی بود وبس که همی کم با اوست
همه بیمار از آنیم که یار است طبیبهمه مجروح دلانیم که مرهم با اوست
چشمت از مژه اگر لشکر توران دارددل ما فتح کندشوکت رستم با اوست
یک محرم به همه سال بود با دو ربیعچهر و زلف تو ربیعی دو محرم با اوست
می چونوشی وشوی مست عذارت ز عرقبه نظر تازه گلی هست که شبنم با اوست
دلم ازعشق رخ دوست بلنداقبال استبا وجودی که غم ومحنت عالم با اوست