شمارهٔ ۶۶
از دو جا آسانِ ما را شیخ مشکل کرده استقول شاهد را قبول و ثبت در دل کرده است
گفتمش بین این سند را پا به مهر و معتبرشاهد بیدین تو را از کار غافل کرده است
حکم اگر خواهی کنی از روی حق کز بین به حقحق تو را خلق از برای حق و باطل کرده است
گفت نتْوان گفت بی پا این سند در دست توستلیک شاهد کار را بسیار مشکل کرده است
گفتمش بنگر ز شاهد مهر بر روی سندگفت شاید بوده غافل مهر را ول کرده است!
گشت شاهد شاد چون حرفی زد و مقبول شدچون کنم من حرف شاهد کار عادل کرده است
پا برم از شیخ تا دیگر نبینم روی اودل به کفر و کبر و نخوت بس که مایل کرده است
بر سر آن شیخ رو، حرفی بزن، کن جستجوحقپرستی را ببین بهر چه زایل کرده است
هم به شاهد گو که یزدان آیهٔ نار جحیمغافلی گویا که در شأن تو نازل کرده است
چون بلنداقبال رویش با خدا شد، با خداجان ز طوفان برد و اکنون جا به ساحل کرده است