شمارهٔ ۵۵
این صنم کیست که غارتگر ایمان من استدل و دین از کف من برده پی جان من است
چند بیمم دهی از محنت محشر زاهدبه خدا روز قیامت شب هجران من است
گلرخا غنچهلبا سروقدا کچکلهاراستی روی تو غارتگر ایمان من است
لب لعل شکرین تو چو جان شیرین استلیک افسوس که دور از لب ودندان من است
زرد از آن مهر چو رخسار بلند اقبال استکش به دل حسرت روی مه جانان من است