شمارهٔ ۴۹۱
بوسه دل از لعل جان بخشت هوس داردهمیفرصت ار یابد ببوسد تا نفس دارد همی
گرچه مستان از عسس دارند بیم جان ولیبیم جان ازچشم مست تو عسس دارد همی
از قفس باشند مرغان درگریز اما مرامرغ دل در کوی تومیل قفس دارد همی
بی سبب نی خالهای دلفریبت کنج لبهر کجا حلوا بود آنجا مگس دارد همی
از غم عشقت بلنداقبال اندر روز و شبناله های زار مانندجرس داردهمی