گنج

شمارهٔ ۴۹

۶ بیت
علی الصباح نظر بر رخ توفیروز استشب وصال توخوشتر ز روز نوروز است
عجب مدار که سوزم چوشمع سر تا پایکه آتش غم عشق رخ توجان سوز است
کمان و تیر چه حاجت تو را به روزشکارکمانت ابرو ومژگانت تیر دلدوز است
به پیش روی تو ماه چهارده از نورچو پیش تابش مهر منیر یلدوز است
مگوحکایت فردای محشر ای زاهدکه روز محشرم از هجر یار امروز است
ستاره را به فلک سوزد ار بلند اقبالعجب مکن که بسی آهش آتش افروز است