گنج

شمارهٔ ۴۸

۹ بیت
دل در آن طره ی گره گیر استجای دیوانه زیر زنجیر است
چشم او گر بود غزال امامژه اش همچوچنگل شیر است
تیره شد آینه رخش از خطآه ما را ببین چه تأثیر است
بکش ای شوخ اگرکشی ما رازآنکه آفت بسی به تأخیر است
روی ار دیر از برم زود استآیی ار زود بر سرم دیر است
دل من گر خراب شدغم نیستکه کنون مستحق تعمیر است
عاشقی کار هر سری نبودامر یزدان و حکم تقدیر است
مرنه گویند هست کج منقارمرغکی کش خوراک انجیر است
همچومن هر که شد بلنداقبالپیش تیر نگار نخجیر است