گنج

شمارهٔ ۴۷۹

۷ بیت
تو راکه گفته ندانم که این چنین باشیبه خصم دوست وبا دوستان به کین باشی
تورا چه غم اگرم کشته بینی اما منبمیرم از غمت ار بینمت غمین باشی
به حورعین وبه جنت چه حاجت است مراکه کوی توست بهشت وتوحور عین باشی
بود به ماه دوهفته تو را چه فرق جز اینکدر آسمان بود آن وتو در زمین باشی
من آن زمان که بدیدم رخ تو را گفتمکه آفت دل وجان خصم عقل ودین باشی
به سیر باغ چه حاجت بود تورا که توخودگل وبنفشه وشمشاد ویاسمین باشی
به قصد صید دل خسته بلنداقبالکمان کشیده ز ابروی و در کمین باشی