شمارهٔ ۳۹۶
هر کس افتد به خیال من وتوخون کندگریه به حال من وتو
چون من از عشق توو چون تو به حسننیست در شهر مثال من وتو
به تو خون من ومی از کف توباد این هر دو حلال من وتو
فرودین تو و دیماه من استشب و روز ومه و سال من وتو
قصه دوزخ و فردوس بودشرحی از هجر و وصال من وتو
صبر خواهی تو ز من من زتو وصلآه از این فکر محال من و تو
همه خوانندبلنداقبالمزجواب وز سؤال من وتو