شمارهٔ ۳۶
بسکه مشکین مو ز بس نیکورخ استترک من آشوب چین و خلخ است
نیست با گلشن سرو کارم که اوسرو قامت یاسمن بو گل رخ است
چون شه شطرنج هر جا روکندپیش پای پیلتن اسبش رخ است
تند خو ترکی مرا باشد کز اوهر چه خواهم گرچه یخ باشد یخ است
می کنم هر گه تمنای وصاللن ترانی بر زبانش پاسخ است
هاله خط ماه رویش را گرفتای دل آوخ گو که جای آوخ است
چون بلند اقبال رویش هر که دیدطالعش مسعود و بختش فرخ است