گنج

شمارهٔ ۳۴۴

۸ بیت
ما اگر خاریم اگر گل از گلستان توایمما اگر نیکیم اگر بد در شبستان توایم
نه زجور چرخ می نالیم ونه از دست بختزآنکه آشفته دل از زلف پریشان توایم
دل پریشان تر ز مشکین طره طرار توبخت برگشته تر ازبرگشته مژگان توایم
تیر اگر آری به کف گردیم تیرت را هدفپتک اگر گیری به زیر پتک سندان توایم
جنگ اگر داری سپر از چنگ اندازیم ماحاش لله ما کجا کی مرد میان توایم
از دل وجان شاد وآزاریم از قیدجهانتا اسیر عشق وتا دربندوزندان توایم
هرچه فرمائی اطاعت پیشه ایم از جان ودلتامطیع امر تو محکوم فرمان توایم
چون بلنداقبال بایدجان به قربانت کنیمتا بدانی گوسفند عید قربان توایم