گنج

شمارهٔ ۳۲

۵ بیت
دل گشته در برم خون از طبع زودرنجتافتاده درشکنجم از زلف پر شکنجت
از خالت اوفتادم در ششدر غم و رنجتا بر سرم چه آید از نقش چار وپنجت
روی تو گنج حسن است مویت سیاه ماریکان مار پاسبان است دایم به روی گنجت
با خویش گفته بودم ندهم دگر به کس دلچون ضبط دل توان کرد با عشوه ها و غنجت
موی بلند اقبال از غم سفید گردیددور از خط چو زنگار وز نقطه سرنجت