شمارهٔ ۲۷
ماهی صفت فرو شده ماهی به زیر آبماهی نگشته طالع گاهی به زیر آب
اخترشناس گفت به چرخ است ماه کاشمی بود و می نمود نگاهی به زیر آب
گیسوی یار در نظرم جلوه میکندیا درشنا است مار سیاهی به زیر آب
گردند اندر آب همه ماهیان کبابگر بر کشم ز سوز دل آهی به زیر آب
آب است زیر چاه وعجب اینکه لعل دوستهست آب خضر و دارد چاهی به زیر آب
جز جسم من که ساکن وآب از سرم گذشتگاهی ندیده کس پر کاهی به زیر آب
باشد بلنداقبال از آه واشک خویشگاهی به روی آتش وگاهی به زیر آب