شمارهٔ ۲۵
دل مرا خون گشت در بر ساقیاکوشراب روح پرور ساقیا
کز دلم اندوه دوران طی کنیهی پیاپی می بیاور ساقیا
دور من باید تسلسل بایدشور نه میگردم مکدر ساقیا
دل کشد کی دست از می چون کشددست طفل از شیر مادر ساقیا
شکرم از دست غیر آید چو زهرزهرم از دست توشکر ساقیا
پرده از صورت برافکن تا کنیمجلس ما را منور ساقیا
شد بلند اقبال از لعل تو مستمی نخواهد از تودیگر ساقیا