گنج

شمارهٔ ۲۴۶

۷ بیت
خواه اندر کعبه باش وخواه در بتخانه باشهرکجا باشی به یاد آن بت جانانه باش
گفتمش شمع رخت چون برفروزد چون کنمگفت بهر سوختن آماده چون پروانه باش
گفتمش رخ چون پری داری وچون زنجیر زلفگفت اگر دانسته ای هست این چنین دیوانه باش
گفتمش خواهم که در زلفت رهی پیدا کنمگفت دردست غمم دل ریش تر از شانه باش
گفتمش جا در کجا داری که آیم پیش توگفت گاهی درحرم روگاه درمیخانه باش
گفتمش نام تو را خواهم کنم ورد زبانگفت یادم کن به دل بی منت از صد دانه باش
چون بلند اقبال گفتم بلبل باغ توامگفتم نه دربندآب و نه به فکر دانه باش