گنج

شمارهٔ ۲۳۶

۷ بیت
بس دل مرده زنده گردد بازگر دهانت به خنده گردد باز
زلف تو سر کشی کند تا کیگو که تا سرفکنده گردد باز
بنده ای کوگرفته آزادیپیش روی تو بنده گردد باز
مرغ دل بال وپر زند خواهدکه پر وبال کنده گردد باز
کس نخواهد شدن کم از مردنکرم پشه پرنده گردد با ز
هر چه گند نمک زنند بر اوگر نمک رفت گنده گردد باز
به سر تربت بلند اقبالکن گذر تا که زنده گردد باز