گنج

شمارهٔ ۲۲۶

۷ بیت
التفاتی به ما ندارد یارکه زما یاد می نیارد یار
یار ما ابرر حمت است ودریغهیچ برکشت ما نبارد یار
اینکه دایم ز دیده خونبارمدل ما را همی فشارد یار
مگر از بندگان درگه خویشبنده اش را نمی شمارد یار
نه چه گفتم ز بیخودی که به خودمر مرا وانمی گذارد یار
دمبدم فیض بخش روح من استنکند از عطا مرا رد یار
نبود کس چومن بلنداقبالکام من را اگر برآرد یار