گنج

شمارهٔ ۲۲۱

۷ بیت
جز قد دلبر که داردطره های مشکبارکس درخت سرونشنیده است کآرد مشک بار
سروجا گیرد کنار جوکنارم زآب چشمشد چو جوکان سرو بالایم نشنید درکنار
خواهش سیر گلستانش کجا باشد دگرآنکه اندر خانه دارد سروقدی گل عذار
تا دمار آرد برون از روزگار عاشقانبر دو دوش افکنده چون ضحاک از گیسو دومار
خورد وخوابم راگرفته است از دوچشم نیخوابصبر وتابم را ربوده است از دوزلف بیقرار
غم مخور ای دل که باشد یار همدم با رقیبنوش با نیش است وگل با خار وصهبا با خمار
گوبلنداقبال را بر وعده اودل مبندعهدوپیمان نکو رویان ندارد اعتبار