گنج

شمارهٔ ۲۲۰

۶ بیت
قاصد برسان به یار کاغذوز یار به ما بیار کاغذ
گر گفت ز کیست گو که باشداز خسته دلی فکار کاغذ
گو از چه سویم نمی فرستیای یار ستم شمار کاغذ
از لوح دل تو محو گشتمیا نیست در آن دیار کاغذ
بوئی اگر آوری ز زلفشبهتر بود از هزار کاغذ
اقبالم اگر بلند باشدآید سویم از نگار کاغذ