گنج

شمارهٔ ۲۱۹

۹ بیت
پیش شیرین لب او وصف ز شکر نکنیدوصف شکر به بر قند مکرر نکنید
دسترس هست اگر بر سر گیسوی نگارهوس مشک تر وخواهش عنبر نکنید
رخ دلدار من ازحسن نداردهمتادیگر اورا به خدا بیهده زیور نکنید
تا دراوجلوه کند روی دلارای نگاردل چون آینه را هیچ مکدر نکنید
دل که خلوتگه عیش است به دیوار ودرشبه جز از نقش رخ دوست مصورنکنید
ندهد یار سما را به بر خویش قرارتاکه اشک ورخ خود را زر وگوهر نکنید
بردر دوست نشینید ونماییدطلبطلب حاجت خود از در دیگر نکنید
دلبر آن است که دایم بردل دارد جاینام هر کس که ره دل زده دلبر نکنید
با ملائک به فلک زهره شنیدم می گفتبه جز اشعار بلنداقبال از بر نکنید