گنج

شمارهٔ ۱۸۶

۹ بیت
هرکه را دیدم به دیدار رخت مشتاق بودحسن رخسار تو از بس شهره آفاق بود
ماه چون روی تو بود ار ماه مشکین زلف داشتسروچون قدتوبود ار سرو سیمین ساق بود
صفحه ی رویِ تو ، نیکو مستند می شد به حسن،گرچه دیدم خطی ازعنبر بر او الحاق بود
طاق یا جفت آنچه داری دل زما بردی گروجفت ابروی توچون در دلربائی طاق بود
نیش کز شست توخوردم خوشترم ازنوش گشتزهر کز دست تو آمد بهتر از تریاق بود
گر نمی بست آن بت شیرازیم شیرازه اشدفتر حسن نکویان تاکنون اوراق بود
آن دهانی را که میگفتند داری دیدمشتنگ تر از چشم مور واز دل عشاق بود
در برمن از غم آن آتشین رخ سوخت دلچون غمش سوزنده تر ز آتش دلم حراق بود
از بلند اقبال تا جان خواستی ایثار کردتا نفرمائی که جان دادن به پیشش شاق بود