گنج

شمارهٔ ۱۷۲

۷ بیت
کس نظر بررخ جانان نکندکه زدل ترک سر و جان نکند
با دلم آن‌چه کند مژه تونیشتر با رگ شریان نکند
آن‌چه روی تو کند با تن منماه تابنده به کتان نکند
آنچه با من سر و زلف تو نمودبا مریضی شب هجران نکند
آن‌چه کرد است به من هجر رختبرق سوزان به نیستان نکند
بسته بند تو آزاد بودخسته درد تو درمان نکند
همچو من هرکه بلند اقبال استجای جز بر در جانان نکند