گنج

شمارهٔ ۱۶۵

۹ بیت
چوزلف مه رخان ای آسمان چندمرا داری پریشان حال ودربند
نشدوقتی که گردم از تو خشنودنشد گاهی که باشم از تو خرسند
به کام من تو از کینی که داریکنی زهر هلاهل گر خورم قند
مرا از ریش غم دل ریش منمایمرا خوار وزبون زاین بیش مپسند
به محنت سر برم ایام تاکیبه حسرت بگذرانم روز تا چند
نیارم ازتو هیچ اندیشه دردلبه یکتا کردگار پاک سوگند
ندارم ازتوهرگز چشم یاریاگر درفارس باشم یا سمرقند
نپندارم پر کاهی است یا کوهکنی بار دلم گر کوه الوند
تونتوانی کنی پستم که هستمبلند اقبال از امر خداوند