گنج

شمارهٔ ۱۶۳

۸ بیت
دلبران از هرطرف ره بر دل ودین بسته اندعاشقان هم چشم از آن وهم از این بسته اند
هر کجا مرغ دلی باشد اسیر زلف یاربر سر زلفش مگر چنگال شاهین بسته اند
نافه چین گشته درعالم به خوشبوئی مثلتاری از زلفش مگر بر نافه چین بسته اند
همسری چون کرد با لعل لبش چشم خروسز اینخطا بر فرق اوخونین تبرزین بسته اند
خودندانم بر دل خونین ما دستی زده استیا خضابی یار را سر پنجه رنگین بسته اند
عزم گردش گوئیا امروز داردترک ماشهر را از هر طرف می بینم آئین بسته اند
ساقیا می ده که تا تسلیم سازم عقل وهوشنوعروس دختر رز را چه کابین بسته اند
از بلنداقبال دل بردندچشم وزلف دوستتهمت او را به خال وخط مشکین بسته اند