گنج

شمارهٔ ۱۵۰

۷ بیت
کجا طلعت مه چو روی توباشدکجا نکهت گل چوبوی توباشد
نه کان بدخشان چو لعل تو داردنه خورشیدرخشان چوروی توباشد
چو دیدم که زلف تو شد همچو چوگانهمی خواهدم دل که گوی تو باشد
زند فاخته برسر سروکو کوهم او در پی و جستجوی توباشد
به یک جرعه از پا در انداخت ما راچه صهباست کاندر سبوی تو باشد
به شیرین کلامی شدم شهره از آنکه حرفم همه گفتگوی تو باشد
بلند این چنین گشته اقبالم از آنکه روی دل من به سوی تو باشد