گنج

شمارهٔ ۱۳۶

۹ بیت
به فصل گل می گلگون به جام باید کردعلاج غم به می لعل فام باید کرد
مدام چون یکی از نام های باده بودبه جام پس میگلگون مدام باید کرد
شراب خواره اگر خون اومباح بودبگوبه شیخ که پس قتل عام باید کرد
اگر حلال شود خون ما ز حرمت میپس اجتناب چرا ز این حرام باید کرد
وگر ز باده رود نام و ننگ ما بر بادبه باده ترک چنین ننگ ونام باید کرد
ز تنگدستی اگر نیست وجه می ممکنز پیر میکده ناچار وام باید کرد
ز ما رمیده دل آن غزال وحشی رابه جام باده گلرنگ رام باید کرد
به باده نفس شقی را اسیر باید ساختبه می هوی وهوس را لجام باید کرد
همی به یاد لب دوست چون بلنداقبالبه فصل گل می گلگون به جام باید کرد