گنج

شمارهٔ ۱۱۳

۵ بیت
مدار باک ز تکفیر و بیم از توبیخبکن به شیشه می ریشه غم از بن و بیخ
مگر نه چشم تومست است و کرده میل کبابدل مرا به کف آور بگیر از مژه سیخ
منجم ابرو وچشم تو را بدیدوبدادخبر ز فتنه که درقوس کرده جا مریخ
چو حلقه باز به روی تو دیده دارم بازبه جای مژه بکوبند گر به چشمم میخ
شراب و شهد خورد بی تو گر بلنداقبالشود به خاصیت این همچو آهک آن زرنیخ