گنج

شمارهٔ ۱۱۰

۸ بیت
چه خوردی که گشتی چنین ارغوان رخبگوتا کنیم ارغوانی از آن رخ
چو قد و رخت سرو ومه بود بودیگر این را چنین زلف و آنرا چنان رخ
شفق لاله گون گشته از عکس رویتمگر دوش کردی سوی آسمان رخ
شود باغ خرم تر از نوبهارانبه باغ ار گشانی به فصل خزان رخ
ز دیدار خود تا دهی قوت جان هاچو یوسف نشان ده به پیر وجوان رخ
به شطرنج عشق تو شه مات گرددبرش باز کن از پی امتحان رخ
کنی دلبری چون پری زآنکه هر دمبری هی دل از ما کنی هی نهان رخ
شد اقبال اوهمچو من از بلندیتورا هر که سائیده بر آستان رخ