شمارهٔ ۱۰۹
گوید ار کس ز معجزات مسیحپیش لعل لب تو هست قبیح
همه عضو تو دل برد از دستکل شی من الملیح ملیح
من به وصف رخ توام اخرصدر همه قول هایم ار چه فصیح
می کند عمر جاودان به جهانپیش پایت کسی که گشته ذبیح
بسته ام من ز زلف تو زنارکرده زاهد ز تربت ار تسبیح
همه اعمال من خطا و غلطهمه افعال تو به جا و صحیح
بسکه کاهیده شد تنم از غمشده ام پای تا به سر تشریح
نیست حاجت به سیر گلشن و گلخاک کویت ز بس دهد تفریح
شدم از آن چنین بلنداقبالکه به اغیار دادیم ترجیح