گنج

شمارهٔ ۳۷

گلی کو کزان رنج خاری نیابی؟میی کو کزان می خماری نیابی؟
به دشت جهان هر نفس عاشقان راغم آید ولی غمگساری نیابی
ازین رهروان گر کسی برشماریوزان حاصل الا شماری نیابی
مگر کار اهل عدم دارد ار نه؟ازین جمع نا اهل کاری نیابی
اگر سقف گردون فرود آید از پابجز بر سر سوگواری نیابی
نگر گر میان جهان به نگرددز دریای غم بر کناری نیابی
مجیر از تو کار جهان برنگرددکه از سبزه‌ای نو بهاری نیابی