گنج

شمارهٔ ۱۸

هیچ کس را رنج خاطر در جهان حاصل مبادوز فراق دوستان کار کسی مشکل مباد
هیچ رنجی نیست بر دل بتر از رنج فراقهیچ کس را یارب این رنج از جهان بر دل مباد
عقل مردم کم شود در کار فرقت هر زماناین چنین شربت نصیب مردم عاقل مباد
در بلا منزل گرفت آنکس که ماند اندر فراقهیچ نازک طبع را اندر بلا منزل مباد
عمر را با رنج دل بی حاصلی حاصل شناسعمر کس ار دشمنست ار دوست بی حاصل مباد
هر که او گوید فراق دوستان آسان بودرنج فرقت از دل او یک نفس زایل مباد
از بد و نیک جهان غافل نشستن شرط نیستهیچ عاقل از بد و نیک جهان غاقل مباد
از تصاریف زمان پای عزیزان در گل استیارب از دست جهان پای کسی در گل مباد
هست عهدی تا به ما اندوه فرقت مایل استانده فرقت ازین پس سوی ما مایل مباد