گنج

شمارهٔ ۷۵

پذرفته ای گلاب دعاگوی خویش راای از تو جود، کام دل خویش یافته
من بر امید آنکه به وعده کنی وفاده قطعه در ثنای شریف تو بافته
اکنون روا مدار که نومیدیم کندچون گل عرق گرفته و چون کوره تافته