گنج

شمارهٔ ۱۰

شاها تویی که خواجه گردون غلام تستهر کار کان به کام تو باید به کام تست
ایام وقتی ار نفسی زد به توسنیاکنون چو بندگان سر افکنده رام تست
تا نفخ صور رسته شد از زخم حادثاتهر کو نشسته در حرم اهتمام تست
زین فتح تازه روی که فهرست فتحهاستاز قاف تا به قاف جهان صیت نام تست
زین تاختن که بر در شبدیز کرده ایروز عدو به شکل شب تیره فام تست
طوفان نوح و فتح تو آدینه بود از آنکطوفان فتنه خنجر نصرت نیام تست
در بیستون فتاده هنوز ای ستون ملکتب لرزه های سخت ز زخم حسام تست
هر جا که در نواحی کرمانشهان ددی استنانش بپخته از جگر خصم خام تست
مهمان ناچخ تو به خون دل عدوستهر سگ که بهتر از عدوی ناتمام تست
از پل نجست با تو بداندیش تو از آنکنصرت رفیق موکب گردون خرام تست
آن پل صراط او شد و او بی خبر از آنکزیر صراط دوزخی از انتقام تست
تیغت دریغ بود به خونش از این سببکشته شده به تیغ، کمینه غلام تست
او بود و یک برادر و آب آر و دست شویاو شد ز دست و پای برادر، به دام تست
پیوسته کار فتح ز تو با نظام بادزیرا نظام کار جهان در نظام تست